دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
دو عامل مهم بر رشد بچه ها تاثیرگذار است. وراثت و محیط. ما نمی توانیم برای وراثت کاری بکنیم. وراثت تعیین می کند که بچه باهوش باشد یا عقب افتاده. معلول باشد یا سالم. استعداد خوانندگی داشته باشد یا جراحی. ما نمی توانیم ژن ها را تغییر دهیم. اما حقیقت این است که محیط تاثیر بسیار بیشتری دارد. عوامل محیطی قبل از بسته شدن نطفه و از پدر و مادر شروع می شود. اینکه پدر و مادر چه رفتارهایی دارند، چه سکناتی دارند، چه غذایی می خورند، رفتارهای پر خطر مثل اعتیاد یا مصرف مشروبات الکلی را در کارنامه خود دارند یا نه، تا شرایط محیطی و زمان و روز بسته شدن نطفه، مراقبت های مادر در زمان بارداری و حوادث آن دوران تا نحوه تولد فرزند و تغذیه و واکسیناسیون و آموزش و تربیت کودک و امکانات و موقعیت ها و تجارب کودک بر شکوفایی ژن های خوب و یا کور شدن آن و نیز برطرف کردن اثر سوء ژن های بد یا تشدید آن اثرگذار است.
هر پدر و مادری آرزوی خوشبختی فرزند خود را دارد. بعضی از خانواده ها برای اینکه فرزندانشان در آینده ی روشن تری قدم بگذارند، از همان کودکی آن ها را برای بزرگسالی آماده می کنند. بنابراین با بچه هایی روبرو می شوید که قبل از مدرسه به کلاس زبان می روند، در کلاس موسیقی شرکت می کنند، در زمان مدرسه به کلاس چرتکه می روند. در حالی که بلوغ عامل مهمی در خوانندگی است، کودکشان را به کلاس آواز می فرستند. آموزش رایانه که حتما در برنامه ی این خانواده هاست! تا قبل از متوسطه دوم، کلاس های آشپزی و خیاطی و میوه و سفره آرایی، سازه ماکارونی، رباتیک، زبان دیگری علاوه بر زبان انگلیسی، کلاس های ورزشی، نقاشی و... را در فوق برنامه این بچه ها، بعد از مدرسه و در پنجشنبه ها مشاهده می کنید.
اما با ورود بچه ها به مقطع دبیرستان اغلب این کلاس ها تعطیل می شوند. مگر کلاس های زبان انگلیسی و یا رباتیک. خانوادهها با اصرار بچه ها را به یکی از رشته های نظری خصوصا تجربی و ریاضی می فرستند و به آن ها گوشزد می کنند که آینده روشن در پزشکی یا مهندسی است؛ آن ها تاکید می کنند که برای ادامه موفقیت باید پول داشته باشند و پول داخل این رشتهها نهفته است. به فرزندانشان می گویند که تمام آنچه را فراگرفته اند کنار بگذارند و بعد از دانشگاه می توانند از آموخته های این کلاسها به طور تفننی و در کنار کار اصلی پول سازشان استفاده کنند! کلاس های قبلی به سرعت جای خود را به کلاس های فیزیک، ریاضی، شیمی، زیست و... کنکوری می دهد. بچه ها بعد از کلی تلاش که در رشته خود در دانشگاه قبول شدند، اغلب به همان کار مربوط به رشته خود و یا کاری که درآمدی داشته باشد مشغول می شوند و به ندرت از آموخته های خود در کلاس های کودکی و نوجوانی بهره می برند. مگر اینکه مثل محمد اصفهانی به دنبال علاقه خود بروند!
آنچه را که خواندید یک آموزش متراکم و فشرده و طاقت فرساست. سوال این است: چرا؟!
اگر به دنبال شکوفایی استعداد فرزندانمان هستیم، چرا او را به این همه کلاس های گوناگون می فرستیم؟ این کودک نهایتا در 2 یا 3 زمینه خاص استعداد بالایی داشته باشد. پس اضافه تر از آن معنی ندارد. در ضمن اگر به دنبال استعداد فرزندمان هستیم پس چرا دست آخر او را به تجربی یا ریاضی می فرستیم؟ چرا او را به رشته تربیت بدنی در هنرستان، رشته برق در فنی حرفهای و... نمی فرستیم؟ چون ما دنبال یک شغل تضمین شده پر درآمدیم. اگر قرار است تا ابد این وضعیت ادامه یابد پس چه کسی این وضعیت نابسامان مشاغل مختلف را در رشته های دیگر سامان می دهد؟ درنتیجه حقیقت چیز دیگری است. ما می خواهیم به تمام فامیل اثبات کنیم که فرزند ما خیلی چیزها بلد است. ما می خواهیم نشان بدهیم که او در همه چیز استعداد دارد. در کنار اینکه خیالمان از شغل و پول در آوردن او راحت است...
اما ما چیزهای مهمی را برای رسیدن به این هدف پوچ قربانی می کنیم. ما مهم ترین حق بچه ها یعنی بازی کردن را سلب میکنیم. به قول جان دیویی، آماده کردن بچه ها برای زندگی در آینده بخشی از کار تعلیم و تربیت است اما بخش دیگر، بچگی کردن بچه و توجه به نیازهای اکنون اوست.
بازی برای بچه ها یعنی یک دنیا. خیلی از پدر و مادرها فرزندان را با گذاشتن در کلاس های مختلف یا محدود کردن آن ها به انجام تکالیف گوناگون درسی، از بازی کردن محروم می کنند. در حالی که بازی لازمه رشد شناختی، عاطفی و حرکتی بچههاست. افرادی که در کودکی بازی می کنند، سرحال تر و شاداب تر، و در عین حال در بزرگسالی، از نظر روحی عقده های روحی و روانی کمتر داشته، روابط اجتماعی و خانوادگی بهتر دارند.
بازی فقط بازی های رایانه ای، یا گرگم به هوا نیست. بازی های بدنی مثل گرگم به هوا، لی لی، هفت سنگ و... بازی های فکری مثل دوز، بازی های نمایشی مثل خاله بازی انواعی از بازی هاست. باید بدانیم که بچه ها باید درگیر انواع بازی ها شوند تا در جنبه های مختلف رشد کنند. علاوه بر اینکه باید به رغبت آن ها هم توجه شود. بازی های تیمی و گروهی از آن جهت که فرایندهای ارتباطی و تعامل با دیگران را تقویت می کند بسیار مهم است. بازی هایی که با ابزار سر و کار دارند مثل توپ، اسباببازی خانه سازی، عروسک ها، وسایل آشپزی یا مشاغل، از آن جهت که باعث افزایش تجربه حسی(لمس کردن) است در شناخت اشیا، هوش و یادگیری مهم است. کودکانی که اختلال یادگیری ریاضی دارند معمولا تجربه حسی کمتری داشته اند. بازی هایی مثل دزد و پلیس، خاله بازی و... تمرین نقش های بزرگسالی است.علاوه بر والدین، معلمان نیز باید بدانند که استفاده از بازی های آموزشی علاوه بر یادگیری آسان تر کودکان می تواند در نشاط بیشتر آن ها اثرگذار باشد.
به هر حال باید بدانیم که بازی برای بچه ها بسیار جدی است. آن ها باید به اندازه کافی از زندگی لذت ببرند. البته که باید از افراط در این زمینه در سنین بالای 7سالگی پرهیز شود. بازی یعنی افراد سالم تر از نظر روانی، اجتماعی و شناختی. بیایید بازی بچه ها را به بازی نگیریم.
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده